
هفته خاکستری
شنبه روز بدی بود، روز بی حوصله گی،
وقت خوبی که می شد غزلی تازه بگی؛
ظهر یکشنبه ی من، جدول نیمه تموم،
همه خونه هاش سیاه، روی خونه جغد شوم؛
صفحه ی کهنه ی یادداشتای من
گف دوشنبه روز میلاد منه،
اما شعر تو می گه که چشم من
تو نخ ابره که بارون بزنه،
آخ اگه بارون بزنه،
آخ اگه بارون بزنه!
غروب سه شنبه خاکستری بود،
همه انگار نوک کوه رفته بودهن
به خودم هی زدم از اینجا برو!
اما موش خورده شناسنامه ی من!
عصر چارشنبه ی من!
عصر خوشبختی ما!
فصل گندیدن من!
فصل جون سختی ما!
روز پنج شنبه اومد
مث سقائک پیر،
رو نوکش یه چیکه آب
گف به من بگیر، بگیر!
جمعه حرف تازهای برام نداشت،
هر چی بود، پیش تر از این ها گفته بود!
دانلود آهنگ

You're beautiful
My life is brilliant
زندگیم درخشانه
My life is brilliant, My love is pure
زندگیم درخشانه، عشقم ناب و پاك است
I saw an angel
من یه فرشته دیدم
Of that I'm sure
اینو مطمئنم
She smiled at me on the subway
او به من در مترو لبخند زد
She was with another man
او با مرد دیگری بود
But I won't lose no sleep on that
اما من نمی خواهم كه هیچگونه رویایی را درباره آن از دست بدهم
'Cause I've got a plan
به خاطر اینكه من یك برنامه دارم
You're beautiful. You're beautiful
You're beautiful, it's true
I saw your face in a crowded place
And I don't know what to do
'Cause I'll never be with you
تو زیبایی، تو زیبایی
تو زیبایی، این واقعیته
من چهره ات را در یه جای شلوغ و پرجمعیت دیدم
و نمیدونم باید چیکار کنم
چون هیچ وقت با تو نخواهم بود(هیچ وقت بهت نمیرسم)
Yeah, she caught my eye
آره، اون چشمم رو گرفت (توجهم رو جلب کرد)
As we walked on by
هنگامی كه ما در كنار هم راه می رفتیم
She could see from my face that I was
اون میتونست از چهره م بخونه که
Fucking high, [Flying high]
لعنتی داشتم پرواز می كردم
And I don't think that I'll see her again
و فكر نمی كنم كه او را دوباره ببینم
But we shared a moment that will last till the end
اما ما لحظه ای رو با هم شریک شدیم كه تا ابد پایدار خواهد ماند
You're beautiful. You're beautiful
You're beautiful, it's true
I saw your face in a crowded place
And I don't know what to do
'Cause I'll never be with you
تو زیبایی، تو زیبایی
تو زیبایی، این واقعیته
من چهره ات را در یه جای شلوغ و پرجمعیت دیدم
و نمیدونم باید چیکار کنم
چون هیچ وقت با تو نخواهم بود(هیچ وقت بهت نمیرسم)
La la la la la la la la la
You're beautiful. You're beautiful
You're beautiful, it's true
There must be an angel with a smile on her face
When she thought up that I should be with you
But it's time to face the truth
I will never be with you
تو زیبایی، تو زیبایی
تو زیبایی، این واقعیته
من چهره ات را در یه جای شلوغ و پرجمعیت دیدم
و نمیدونم باید چیکار کنم
اما وقتشه كه با حقیقت باید روبرو شد
چون هیچ وقت با تو نخواهم بود(هیچ وقت بهت نمیرسم)
دانلود آهنگ
James Blunt - You're beautiful

Hey There Delilah
Hey there Delilah
What's it like in New York City
I'm a thousand miles away
But girl, tonight you look so pretty
Yes you do
Times Square can't shine as bright as you
I swear it's true
هی Delilah
از نیویورک چه خبر؟
هزاران مایل از آنجا دورم
ولی دختر، امشب خیلی زیبا شدی
آره، زیبا شدی
Times Square هم نمیتونه به روشنی تو بدرخشه
قسم میخورم که همینطوره
Hey there Delilah
Don't you worry about the distance
I'm right there if you get lonely
Give this song another listen
Close your eyes
Listen to my voice, it's my disguise
I'm by your side
هی Delilah
از این فاصلهای که بین ماست خسته نشدی؟
هروقت غریب و بیکس شدی من آنجا هستم
یه بار دیگه به این آهنگ گوش بده
چشمهات رو ببند
به صدایم گوش کن، اون منم
من در کنارتم
Oh it's what you do to me
Oh it's what you do to me
Oh it's what you do to me
Oh it's what you do to me
What you do to me
اوه این کاری بود که با من کردی
اوه این کاری بود که با من کردی
اوه این کاری بود که با من کردی
اوه این کاری بود که با من کردی
این کاری بود که با من کردی
Hey there Delilah
I know times are getting hard
But just believe me, girl
Someday I'll pay the bills with this guitar
We'll have it good
We'll have the life we knew we would
My word is good
هی Delilah
میدونم روزگار داره سخت میشه
ولی دختر، منو باور داشته باش
روزی میشه که با این گیتار هزینهها رو میپردازم
به خوبی بدستش میاریم
زندگیای رو که میخواستیم بدست میاریم
میتونی حرفمو باور کنی
Hey there Delilah
I've got so much left to say
If every simple song I wrote to you
Would take your breath away
I'd write it all
Even more in love with me you'd fall
We'd have it all
هی Delilah
خیلی چیزا رو ناگفته گذاشتم
اگر هر آهنگی که برات مینویسم،
خیلی خوشحالت میکنه
همش برات آهنگ مینویسم
Oh it's what you do to me
Oh it's what you do to me
Oh it's what you do to me
Oh it's what you do to me
اوه این کاری بود که با من کردی
اوه این کاری بود که با من کردی
اوه این کاری بود که با من کردی
اوه این کاری بود که با من کردی
A thousand miles seems pretty far
But they've got planes and trains and cars
I'd walk to you if I had no other way
Our friends would all make fun of us
and we'll just laugh along because we know
That none of them have felt this way
Delilah I can promise you
That by the time we get through
The world will never ever be the same
And you're to blame
هزاران مایل خیلی دور به نظر میاد
ولی هواپیماها، قطارها و ماشینها هم هستند
اگر چارهای دیگه نداشته باشم،
پیاده پیشت میام
دوستامون همش به ما میخندن و مسخره میکنن
ما هم میخندیم چون میدونیم،
هیچکدوم از اونا این احساس رو تجربه نکردهاند
Delilah، میتونم بهت قول بدم که
وقتی بهم برسیم
دیگه دنیا هرگز همون دنیای قبل نخواهد بود
و تو مقصر هستی
Hey there Delilah
You be good and don't you miss me
Two more years and you'll be done with school
And I'll be making history like I do
You'll know it's all because of you
We can do whatever we want to
Hey there Delilah here's to you
This one's for you
هی Delilah
تو راحتی و دلت برام تنگ نشده
دو سال دیگه مدرسه را تمام خواهی کرد
و من چیزی میسازم که حالا حالاها در خاطرهها باشد
خواهی دانست که همش بخاطر تو بوده
ما هر کاری بخوایم میتونیم انجام بدیم
هی Delilah، این آهنگ تقدیم به تو
این برای توست
Oh it's what you do to me
Oh it's what you do to me
Oh it's what you do to me
Oh it's what you do to me
What you do to me
اوه این کاری بود که با من کردی
اوه این کاری بود که با من کردی
اوه این کاری بود که با من کردی
اوه این کاری بود که با من کردی
این کاری بود که با من کردی
دانلود آهنگ
Plain White T’s - Hey There Delilah

Good Bye My Lover
Did I disappoint you or let you down
آیا مایوس یا ناامیدت کردم !؟
Should I be feeling guilty or let the judges frown
'Cause I saw the end before we'd begun
آیا به خاطر آنکه پایان کار را پیش از شروع می دانستم
باید احساس گناه کنم یا اجازه دهم که قاضیان، قضاوت کنند !؟
Yes I saw you were blinded and I knew I had won
بله دیدم که کور شده بودی و می دونستم که برده ام
So I took what's mine by eternal right
Took your soul out into the night
پس من آنچه که از تقدیر و حق ازلی ،متعلق به خودم بود برداشتم
روح تو را به سمت شب سوق دادم
It may be over but it won't stop there
ممکنه تمام شده باشه اما اینگونه نخواهد ماند
I am here for you if you'd only care
اگر تنها کمی توجه کنی می بینی که من همیشه اینجایم، به خاطر تو
You touched my heart you touched my soul
You changed my life and all my goals
تو قلبم و روحم را لمس و تسخیر کردی
زندگی و تمام اهدافم را تغییر دادی
And love is blind and that I knew when
My heart was blinded by you
و زمانی فهمیدم ٬ عشق کور است
که قلبم بوسیله ی تو کور و نابینا گشته بود
I've kissed your lips and held your head
من سرت را با دستانم نگاه داشته و بوسه ای از لبانت گرفتم
Shared your dreams and shared your bed
رویاهایم را با تو تقسیم کردم و...
I know you well, I know your smell
I've been addicted to you
تو را به خوبی می شناسم ٬ بویت را می شناسم
من شیفته ی تو ام
Goodbye my lover
Goodbye my friend
You have been the one
You have been the one for me
خداحافظ محبوبم
خداحافظ دوستم
تو همیشه تک بودی
همیشه برایِ من بودی
I am a dreamer but when I wake
من یک رویاپردازم اما زمانیکه بیدار و هوشیارم
You can't break my spirit - it's my dreams you take
نمی توانی روحم را بشکانی-فقط رویاهایم را از من می گیری
And as you move on, remember me
و زمانیکه می روی مرا به یاد بسپار
Remember us and all we used to be
ما را به یاد بسپار آنگونه که بودیم
I've seen you cry, I've seen you smile
من گریه ات را دیده ام و لبخندت را نیز هم
I've watched you sleeping for a while
و خوابیدنت را برای مدت کوتاهی دیده ام
I'd be the father of your child
I'd spend a lifetime with you
من پدر فرزندت خواهم بود
و زمان طولانی را با هم سپری خواهیم کرد
I know your fears and you know mine
We've had our doubts but now we're fine
And I love you, I swear that's true
I cannot live without you
من ترس هایت را می شناسم و تو ترس های مرا
ما شک هایی داشتیم اما حالا همه چیز خوب و درست شده است
عاشقت هستم و قسم می خورم که این عشق ،راستین است
نمی توانم بدون تو زندگی کنم
Goodbye my lover
Goodbye my friend
You have been the one
You have been the one for me
خداحافظ محبوبم
خداحافظ دوستم
تو همیشه تک بودی
همیشه برایِ من بودی
And I still hold your hand in mine
In mine when I'm asleep
و هنوز زمانیکه می خوابم دستانت را در دستانم دارم
And I will bear my soul in time
When I'm kneeling at your feet
و بوقت و بموقع، وجودم را تاب میاورم
زمانیکه در کنار پاهایت زانو می زنم
Goodbye my lover
Goodbye my friend
You have been the one
You have been the one for me
بدرورد ای محبوب من
بدرود دوست من
تو همیشه یکی بوده
همیشه برایم تک بودی
I'm so hollow, baby, I'm so hollow
I'm so, I'm so, I'm so hollow
من خیلی پوچ و تهی ام٬ عزیزم٬ خیلی تهی ام
خیلی ٬خیلی ٬خیلی تهی ام
دانلود آهنگ
Good Bye My Lover - James Blunt

شاید همش از اولش اشتباه بود ، تمام احساسم ، تمام نگاه ها ، تمام اون روزهای زیبا ، تمام خاطره ها ، تمام هر آنچه که بود و گذشت ...اما با تمام این نمی توانم فراموشش کنم ، شاید تمام این احساسات دروغ باشد و تمامی آن یک رویا ست وروزی به انتها می رسد ....
من او را با تمام وجود دوست میدارم و داشته ام و در تمامی این مدت نتوانستم به فراموشی بسپارمش .... او را با هر آنچه که هست دوست می دارم ، به خاطر آنچه که هست دوست میدارم .... اما اکنون تنها هستم و بی او ، در
این تنهایی جز خدا کسی را ندارم، خدایم را – کسی که مرا و او را آفرید – دوست میدارم و برایش سجده میکنم. او خواست که من اینگونه زندگی کنم .
گاهی با خود فکر میکنم که سرنوشت برایمان چه مینویسد و ما باید چگونه عمل کنیم !؟ گاهی به خود و خلقت خود فکر میکنم ، گاهی به خود میگویم که کیستم و در این دنیا چه میکنم ؟ گاهی میگریم و خون می بارم ، گاهی خیره به تمام مخلوقات میشوم و .....
اما حالا هیچ یک از این اوقات نیست و اکنون من عاشقم و این عشق را بدون او تجربه میکنم ، بین من و او فاصله است که غوغا میکند .... فاصله ها برایمان شعر عشق را می سرایند ، تنها باد است که از کوی او میگذرد و عبور میکند ، هرگاه که باد را روی صورتم احساس میکنم به خود می بالم چون این باد است که از کنار او گذشته و بوی او را دارد ، گاهی به باد میگویم که سلامم را ، پیغامم را به او برساند ....
هر روز خورشید طلوع میکند و معشوق مرا میبیند ، او را میبیند و به او نوید میدهد که صبح آمده و من تنها به خورشید نگاه میکنم تا شاید او تجلی گر چهره معشوقم باشد....
نمیدانم ، دگر هیچ از این پایان نمیدانم ، شاید روزی او را ببینم که دیگر انتظار، ثانیه های زندگی را صلب کرده و من به دیدار بارگاه الهی روانه ام ..... او نیست که به من امید زندگی دهد ....
یاد دارم که او میگفت به امید عاشق بودن ، عاشق ماندن و عاشق رفتن .... شاید او میخواست بگوید که آخر هر عشقی رفتن است .....و یا شاید رفتن تنها راه چاره است .... از او دورم و بی آنکه بخواهم در دوری از او میسوزم و دم بر نمی آرم .... او به من معنای عشق را آموخت ، او برایم تجلی از عشق بود ، او معلم عشق بود و خدایش خدای عشق و حال به من رفتن را آموخت ، انتظار بی پایان را ، حسرت را حسرت ثانیه ای دیدار یار ، حسرت لحظه ای خنده ، حسرت بودن ، حسرت دو نگاه ، حسرت یک قلب برای تپیدن ....شاید اصلا او بود که به قلبم آموخت بتپد ، نمیدانم دیوانه وار به دنبال نشانه ای از او هستم .....اما این دیوانگی خود بیهودست و مانند این انتظار ، به مانند این تپیدن ، به مانند این زندگی و نفس کشیدن ، به مانند این حسرت و در آخر به مانند این بودن...
شاید این غرور بود که نگذاشت به او نزدیک شوم و او را در کنار خود ببینم ، فکرش لحظه ای آسوده ام نمیگذارد و هر دم مرا به سوی خویش می خواند ... در گوشم نجوا می کند که او را به خاطره ها بسپار ، آن ها از او مراقبت میکنند اما انگار بی فایده است و این قلب لحظه به لحظه او را صدا می کند.... اما او دیگر صدای قلب مرا نمیشنود ....
خاطره های با هم بودن اندکند اما شیرین اند ، آن چنان که یک فیلم در گذر ست از ذهن آشفته من میگذرد... او کجاست که این ها را ببیند ؟! یاد دارم که خود به او گفتم که تمام خاطره ها را فراموش کند و.... آه که این آه هم بی فایده است و او دیگر باز نمیگردد....
از زندگی آموختم که التماس کسی را برای بودن نکشم ، اگر بازگشت، از ابتدا مال من بوده و اگر باز نگشت بدان که از اول هم نباید میماند و حال که رفته بدان که مال تو نبوده .... از این میهراسم که شاید هیچ گاه باز نگردد .... اما چه حاصل و چه سود ....؟! او که رفت ، او که ماندنش تنها آرزویم بود ...
بزرگی میگه : " چیز هایی در زندگی هست که بر چسبی روی خود دارند با این مضمون : « تو قدر مرا نخواهی دانست ، مگر این که مرا از دست بدهی و دوباره به دست آوری ! » "
او تغییر کرده است و اونی نیست که روزگاری در پی رویاهایش بی درنگ میدوید و برای رویاهایش میجنگید....تغییرش آنقدر خاص است که از گفتنش عاجزم و این ابدیت است که در انتظار هر دوی ماست و انتظار ما را میکشد . به خود میگویم شاید او جفتی نیست که مرا آرام کند ، او کسی نیست که تکیه گاهی محکم برای لحظه های درد باشد ....
مدتی ست که دیگر جواب مرا نمیدهد ، مدتی ست که از من روی برمیگرداند ، مدتی ست که انگار مرا نمیبیند ، مدتی ست که من می انگارم که برایم ارزشی قائل نیست .... شاید او هم مانند دیگران می خواهد که فراموشش کنم این بار نشانه ها دست به کار شدند تا او را فراموش کنم ، اما نمیتوانم ....نمیتوانم ... این را چگونه بگویم که نمیتوانم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!
خسته ام ، از این راه آمده خسته ام ، میخواهم باز گردم واز خدا بخواهم که دیگر آغازی نباشد! اما چگونه ؟!ین هم مستلزم زمان است ، مستلزم انتظار است ، ... آخر چرا دست روی هر چه میگذارم رویش مهر انتظار می خورد؟ چرا همه چیز با من فاصله دارد؟ یعنی باز هم مقصر منم ؟؟؟!!! شاید ..... او بهتر میداند......که کیستم و در این دنیا چه میکنم و چه مسئولیتی بر عهده ی من است؟؟
اگر گنگ مینویسم و حرف میزنم تنها به خاطر خودت است ، چون میدانم که تحملش را نداری... من دوستت میدارم و از گفتنش ابایی ندارم ، اما تو چی ؟؟!! تو که دیگر برای من ارزش قائل نیستی.... ولب باز هم من ....
بالاخره با کلی کلنجار تونستم صداتو بشنوم ، اول هل کرده بودم و نمیدونستم باید چی بگم اما از زنگ زدنم خوشحال شدم ....این خسته شب و روز برای تو دعا میکند که هر جای این سرزمین خاکی هستی موفق باشی ، اما چه سود که در دلت دیگر هیچ مهری نداری، همه با من بیگانه شدند تو هم بیگانه شو ! اما به یاد آر و به یاد داشته باش که اگر چیزی میگویم تنها میدانم که توئی حلال تمام مشکلات ، پس حل کن آنچه را که من به آن ایمان و تو توانائیش را داری.... با تمام وجود دوستت میدارم و هیچ گاه اولین عشقم را فراموش نخواهم کرد حتی اگر تو مرا با باد به فراموشی رهسپار سازی...دیگر چه بگویم که در وصف تو باشد ؟ تا توان تو را به همگان بشناسانم؟ دگر راهی نمانده تا به همگان ثابت کرده باشم که به عشقم پایبندم ... شاید این حرف قدیمی شده باشه اما هرچه می اندیشم کلماتی را درخور تو نمیابم تا بگویم که تنها دوستت دارم و این احساس را با هیچ عوض نمیکنم.....
از همه چیز گفتم و این عشق را با او تنها دلیل برای بودن نامیدم ، اویی که برای بودن خود دلیلی می خواهد .... نمیدانم اما آنقدر از او دورم که از درون قلبش هیچ خبری ندارم ... نمیدانم که در درونش چه میگذرد ! به گمانم او هم مانند من تنهاست اما دم نمیزند ، او هم مانند من غم دارد اما همیشه لبخند میزند ، او میگوید حتی اگر نمیخواهی در بد ترین شرایط هم بخند و لبخند را از لبانت دریغ نکن ، او چه مهربانانه به من می آموزد ، او چه مهربانانه با من سخن میگوید ومرا شیفته خود میکند....
حال که از او مینویسم بگذار تا برایت بنویسم که چگونه یک بنده بنده ی دیگری نیز میشود .... ! من او را در تنگنای زندگی خود یافتم ، شاید تنها اشتباهم این بود که در تنهایی او رایافتم و به این فکر نکردم او که در تنهایی دست مرا میگیرد ، ممکن است روزی مرا با تنهایی خویش تنها گذارد و مرا با خود بیگانه داند ....
آری ، درست است بین یگانگی و بیگانگی هزار خانه است ... و دریغ که حال من نمیدانم در کدامین خانه هستم و به بیگانگی نزدیکم یا به یگانگی ....؟!
*** سرزنش نکن دلم رو به خدا اون بیگناه ..... ***
آره حال عجیبی دارم ، من این را گفتم و تنها خندیدی وچیزی نگفتی ..... تو کارت این شده که تنها بخندی .... حالا اوضاع عوض شده و تو دیگه باور نداری نه من و نه عشقم رو ، کاش مثل گذشته به من کمک میکردی ...
آه .... شاید اگر من اینقدر نا توان نبودم و از تو کمک نمی خواستم ... نه اشتباه نکن من از اینکه کمک بخواهم ابایی ندارم اما تو ...تویی که دیگر خود را و مرا نمیبینی ....
شاید او راست میگوید تنها ماندن بهتر از تمنای دوست داشته شدن باشد .... یقینا درست است ! آری باید حقیقت زندگی هر چند تلخ را باور کرد .... باید باور کرد که او دیگر مال من نیست و حالیا که از ابتدا نیز برای من نبوده است و چه سخت است باور روزهای بی او .... به خاطر این است که تمام ذرات تنم با عشق تو آمیخته شد ... من تنها هستم و اسیر یک معما که جوابش تنها در چشمان تو پیدا ست ... زندگی چیست ؟ عشق را برایم معنا کن ....
باران میبارد ، همیشه هوا ابری ست و هر وقت که باران میبارد دلم عشق تو رو میخواهد .... کاش میشد به قطره های باران گفت که به تو بگویند که به دیدن من بیایی .... کاش .... کاش ..... کاش ......
باران تند تر از همیشه به گونه های تب دار من میزند و سرود عشق ، سرود تنهایی را سر میدهد .... شیشه ها نیز ردپای باران را نشان میدهد ، شیشه ها مانند قلب من میلرزند و مانند قلب من که جای پای تو را تا ابد میبوسند ، رد پای باران را میبوسند و کاش باران مانند تو همیشه در کنار پنجره بود وشیشه را سرود عشق و با هم بودن می آموخت ....
یادت باشد که هیچ وقت چیزی که تو دلت بود رو به من نگفتی ، من میخواهم که با تو باشم ، فقط با تو ولی کاش میشد ...!!!دلم هواتو کرده .... دلم مدتیست که دنبال تو ست و لبانم مدتیست که نام تو را صدا میزند اما به آنها اعتنایی نمیکنی .... من حاضرم حالا بمیرم اما بی تو ....کابوس شبهای بی تو بودن مرا یکدم آسوده نمیگذارند ... کاش به حرفای من کمی بها میدادی ... کاش فقط یکبار بگی که دوستم داری .... کاش.....
چه زود دیر میشود ! انگار همین دیروز بود که با یک نگاه ..... روزگار خود را به این روز انداختم .....کاش آسمان عشق هر پروانه ای آبی باشد و صاف و هیچ گاه ابری نشود ....
من دلم از غصه جدایی میگیره تنها قشنگی زندگیم زمانیست که دل برای دیدن تو میتپد و قرار است بعد از مدتها تو را ببیند ، تو را که او را اینگونه عاشق خویش ساختی ، او را اینگونه داغون بودن خویش کردی ، او را که لحظه لحظه زندگی را برای تو و با تو میخواهد ...
یادت هست خواستی بری سفر؟؟!! من از تو نخواستم که بمانی و لحظه ای به فکر من و قلبم باشی ، به تو نگفتم که اگر بمانی جونم را فدایت خواهم کرد ، به تو نگفتم که با رفتنت دیوانه تر خواهم شد ، من نمیتونستم بگم خدانگه دار ، هر چه در دل بود نتوانستم بگم ، نتوانستم به پایت بیفتم ، من نمیتوانستم چشم به راه تو به جاده چشم بدوزم که شاید تو روزی از سفر دورو دراز خویش بازگردی ..... اما کاش میتوانستم ومیگفتم ....
حقیقت اینه که به آخر خط رسیدم و از همه کس تو زندگی دل بریدم ، نمیدونی چقدر دلم تنگ برات ....
سفر نرو.......................
چشم انتظارم نذار .............................
با یه دنیا غم وحسرت دل از عشق تو کندم ، .......................
به آسونی یک قصه تو از عشقم گذر کردی ، دلم یک گوله آتیش بود تو اونو شعله ور کردی ، میون این همه آدم شدم تنهاترین تنها ، منو اینجا رها کردی تو در این گوشه ی دنیا ، با یک دنیا غم و حسرت دل از آغوش تو کندم ، دیگه حتی یه بارم من به عشقت دل نمیبندم ، ببین بغض شکستم رو نمیگم دیر یا زود ، اگه چیزی برام مونده یه مشتی خاطره بوده ، واسه این عاشق ساده یه روز مثل خدا بودی نمیدونست دل ساده که خیلی بی وفا بودی با این که دل بریدم من شکسته بال پروازم ، هنوزم توی این غربت برات معنای آوازم ....
با یک دنیا غم و حسرت دل از آغوش تو کندم ....
دیگه حتی یه بارم من به عشقت دل نمیبندم ..............(( کاش میشد ...... ! ))
مقصد روبه رومه .... درست همین نزدیکیا.... دلم تنگ است.... نمیتوانم فراموشش کنم.... کاش انقدر بیچاره ی عشق او نبودم .... کاش میتوانستم به دست فراموشی بسپارمش .....
داغونم ، داغونتر از همیشه ... کسی در این حوالی نیست که دستامو بگیره و منو از منجلاب عشق بی انتهایم بیرون بکشه ...... دوستت دارم ... به خدا نمیتونم ... چه طور قولی به تو بدم که نمیتونم .....ای کاش هیچ وقت ازم نمیخواستی..... ای کاش فراموشی تو آسون بود .....دلم میخواد داد بزنم و بهت بگم ، با صدایی بلند که :
دوست دارم
به خدا قسم سخته ..... فراموشی اون نگاهها .... من و تو خاطره زیادی نداریم با هم که فراموشیش به سختی این باشه .... ای خدای من ...... دوسش دارم ..... نمیخوام از دستش بدم .......بهش بگین نره ... من دوام نمیارم .... من آب میشم ، میسوزم ، میمیرم ، ......بالاتر از سیاهی که رنگی نیست.......!!!
اون دلمو خیلی شکست ، اون منو همیشه تنها گذاشت و رفت ، من هر چه میدوم ازش دورتر میشم .....ای خدا به بزرگیت قسمت میدم به این بندت که هیچ وقت فراموشت نکرد کمک کن......
حالا میگن تنها و بی کسم ، حالا میگن فراموش کن ، حالا میگن دوست نداشته باش ، حالا میگن خاطره ها رو همرو فراموش کن ...... حالا میگن بـــــــــمـــــــــــــــــــیــــر ........
آره اون که تمام دنیام بود رفت ، اون که تمام دنیامو به پاش ریختم ، اون که همه ی عشقم بود رفت ، آره اون که همه ی وجودم بود ، واسم مثل ماه بود تو آسون شب ، اون که مثل خورشید نوید زندگی بود ، اون که امیدی برای زنده ماندن و زندگی بود ..... رفت و من تنها تر از همیشه داد میزنم دوست دارم .................................برگرد من بی تو میمیرم ..........
لطفا برگرد.....
قول که بهترین باشم .......
بی تو قول میدم که میمیرم ..........
بازم میگم " دوست دارم ".................
تنها دلیل بودنم دوست دارم ...............
بینهایت در پیش رویم است و تنهایم گذاشتی ........
* دوست دارم *


..:: آرشيو ::..
..:: دوستان ::..